
اشتباه نکنید... اینجا نه پیاده رویی در آسیا ست نه در افریقا.......نه گوشه خیابانی در تهران است
ونه حتی گوشه خرابه ای در میدان شوش و راه آهن و حتی حوالی آن.....
اینجا پیاده روی روبروی بیمارستان .... در شهر.... در کانادا است.. برای سیگار کشیدن باید فاصله چند متری با نزدیکترین سقف داشته باشید......
هر وقت از اینجا که مسیر هر روز تا دانشگاه است رد میشوم....خانمها و آقایان (اکثرا کانادایی) را
میبینم که لیوان قهوه در درست در این سرما ایستاده و مشغول سیگار کشیدن در وقت نهار یا
استراحت خود هستند...(حالا این مدل سیگار کشیدن با اعمال شاقه چه لذتی دارد ...را باید پرسید)
چند روز پیش که هوا هم سرد بود و هم آفتابی این مسیر را طی میکردم که با آب شدن مقداری از
برفهابا این منظره روبرو شدم......لحظه ای مکث کردم نگاهی از روی تعجب و تاسف انداختم.....
یاد روزهای شنبه درکه افتادم که هر چه میرفتی بطری نوشابه خالی بود و پاکت چیپس.....ولی این
اولین بار بود که اینهمه فیلتر سیگار میدیدم....ناسلامتی اینجا کانادا است.....چند عکس گرفتم
ودر مسیر فکر میکرد م انگار ذات انسان با زباله سازی آمیخته است ......
( کلی هم با خودم خندیدم یاد آن خرسهای کارتونی افتادم که با چوپهای بلند خود و با کلی قر کمر
مشغول جمع کردن زباله ها بودند )
P.S ...... دلم میخواهد یک تابلوی " شهر ما خانه ما " برایشان درست کنم...
دیروز هوا کلی بهاری بود ...حتی من سرمایی بدون کلاه و شال گردن رفتم خرید ....و امروز.......
خودتان ببینید....
