تبليغاتX
تنها در افریقا - بزرگترین باوباب دنیا و ملکه باران...(2)
یادداشتهای یک پزشک.....همسفرم باشید در این غربت
حدود 200 و اندی سال پیش  یکشب MUGODO  رییس قبیله ...در خواب دید که نیاکانش با او صحبت
میکنند و به او دستوراتی دادند که صبح فردا آنها تمام و کمال به انجام رسید و دستورات چه بود؟؟

MUGOBO  تمام پسرانت را از میان بردار آنها وارثان خوبی برای تو نیستند وارث تو دختری خواهد بود
که از "تو و دخترت باشد"......با قدرتهای فراوان...
تمام پسران کشته شدندو دختر بزرگ موگوبو  از او باردار شد اما فرزند اول پسر بود ...او هم به جمع
دیگر پسران خانواده پیوست و فرزند دوم دختری بود که پدرش همان پدربزرگش بود.....

دختر را به اعماق جنگل برده و به او تعلیماتی دادند که چگونه باران بسازد هچکس بغیر از افراد خاص
اجازه دیدن او را نداشتند.....MASELEKWANE اولین MODJADJI (موجاجی) بود که بعبارتی  اولین
" ملکه باران "......

MODJADJI اول... تاجگذاری کرد ودر سال 1855 برطبق آیینی مذهبی خودکشی
کرده و دخترش موجاجی دوم جای او را گرفت....

ملکه فقط میتوانست از افراد خانواده سلطنتی باردار شود و اجازه ازدواج با انها را هم ندارد....در حقیقت
ملکه حتی در انظار عمومی ظاهر نمیشود و فقط اعضای خاص میتوانند او را ببینند ....

ملکه هیچوقت ازدواج نمیکند بلکه همسرانی دارد که از او مراقبت میکنند و این همسران خانمهای
خانواده سلطنتی هستند و پیش آمده که ملکه بعدی ار میان فرزندان دختر آنها انتخاب شده.....میگویند
ملکه باران قدرتهای خاصی دارد که با آن ابرها را جابجا کرده و حتی عده ای او را جادوگری قهار میدانند....

آخرین  " ملکه باران ".....یعنی موجاجی ششم .....MAKOBO نام دارد..........

اما قصه او متفاوت است.......

موجاجی پنجم مادربزرگ "ماکوبو "بود .... ملکه ای پایبند به تمام رسم و آیین قبیله
و از دوستان صمیمی نلسون ماندلا ( اوایل دوستی حتی او حق دیدن مستقیم
ملکه را نداشت تا اینکه صمیمیتر شدند و حتی ماندلا یک ماشین به او کادو داد تا بتواند براحتی از قبیله به قصرش برود ).....دختر ملکه یعنی مادر ماکوبو دو روز قبل

ازمادرش فوت کرد و تاج به ماکوبو رسید اما از فوت مادربزرگ تا تاجگذاری او دو سال زمان برد......بالاخره  موجاجی ششم در تاریخ 16 اوت 2003  در 25 سالگی ملکه شد ......اما...

ماکوبو بسیار مدرن بود(این یکی از دلایل عقب افتادن تاجگذاری بود) تحصیل کرده بود ...رانندگی میکرد ...با موبایل صحبت میکرد...و در آخر هم عاشق شده بود.....
دو فرزند از مردش داشت که از اعضای خانواده سلطنتی نبود....و حتی بچه ها از
طرف اعضای کانسل قبییله پذیرفته نشده اند......بخت با ماکوبو یار نبود و بیمار شد
و در بیمارستان بستری....(بعضی اعتقاد دارند قلب شکسته بود چون مردش را از
دیدارش محروم کرده بودند).....هر چه که بود ماکوبو در 20 ژوئن 2005 در سن
27 سالگی در بیمارستانی در پیترزبورگ.. لیمپوپو در گذشت....

افراد قبییله با تمام اختلافات عقیدتی اما ماکوبو را بسیار دوست داشتند...و مرگش
ماهها عزای عمومی در تمام منطقه و 150 روستای این قبیله بزرگ داشت.......

یک برنامه مستند در این مورد از تلویزیون میدیدم... و هنوز وقتی افراد قبیله از او
صحبت میکردند....بسیار متاثر میشدند.....و حتی گریه میکردند...

در حال حاضر برادر ماکوبو جای او را به عنوان شاه موقت گرفته است تا دختر وی که
شاید موجاجی هفتم باشد.....در 21 سالگی به سلطنت برسد....

منطقه MODJADJI KLOOF بسیار زیبا و سرسبز است با باران همیشگی.....این منطقه تا قبل از حکومت ضد آپارتایت به روی مردم عادی بسته بود و از طرف افراد قبیله و دولت محافظت میشد....

در حال حاضر بحث در این است ...که آیا داستان" ملکه باران "رو به پایان است؟؟....

 فکر میکنید رازی است بین وجود بزرگترین باوباب دنیا در این منطقه و ملکه باران؟؟....

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 18:26  توسط فریبا  |