تبليغاتX
تنها در افریقا
یادداشتهای یک پزشک.....همسفرم باشید در این غربت
سلام دوستان ... امروز کلی بدو بدو داشتم....میدونید چرا؟؟....

قرار آخر هفته موفقیت کامل بود ... تا یکماه دیگه من هم ساکن سرزمینهای شمالی میشم.....

از جنوب جنوب به شمال شمال ..... ویزای کانادا رو گرفتم ....

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 0:50  توسط فریبا  | 

یک هفته ای رفته بودم مسافرت به همراهی دوستان لیمپوپو.....حالا هم برگشتم و با اینکه خیلی خوش گذشت ولی هنوز حال وبلاگ بازی ندارم ... فردا باید برگردم سر کار ...

کلی عکس و مطلب براتون دارم از سفر به ST LUCIA  و پادشاهی SWAZILAND ...

آخرهای هفته هم یک قرار سرنوشتی ....

البته بگم که درگیر LOST هم هستم حسابی...... برمیگردم....

                        

P.S   برای سلامتی... خط عابر پیاده!!... که هم مرد از روش رد میشه هم نامرد.....

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 17:46  توسط فریبا  | 

تعطیلات آخر هفته گذشته را رفته بودم NELSPRUIT دیدن چند تن از دوستان بسیار عزیز....
NELSPRUIT مرکز استان MPUMALANGA است و یکی از زیباترین شهرهای افریقای جنوبی....
از کارولینا حدود 150 کیلومتر فاصله دارد...و مسیر بسیار زیبا است...کلی عکس گرفتم البته در حال
رانندگی!!!....تفاوت دما بین ما زیاد است گاهی حدود 15-10 درجه گرمتر از اینجاست....
البته کارولینا حدود 1650 متری سطح دریاست و تقریبا تمام سال سرد... حدود یکی دو ماه کمی گرم میشود ولی باز هم شبها بخاری میچسبد....متعجب شدید...که افریقا و این حرفها؟؟؟
یادتان باشد اینجا افریقای جنوبی است و از قطب جنوب نه چندان دور.....

ابن هم چند عکس از مسیر....



عکسی از استادیوم در حال ساخت در مسیر که قرار است بازی یک چهارم نهایی جام جهانی 2010
در ان برگزار شود.....

درختهای FLAMBOYENT که شهر را  در بهار بسیار زیبا میکنند....

 

      P.S...برای سلامتی کرم خاکی!...نه بخاطر کرم بودنش...بخاطر "خاکی "بودنش....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 18:7  توسط فریبا  | 

امروز توی اتاق عمل بالای سر بیمار که بودم داشتم به این فکر میکردم که ... لحظات زیبایی توی زندگی هست که شاید خیلی کوتاهه شاید خیلی کوچیکه...شاید هم اصلا نبیینیمشون.....ولی
وقتی نیستن یا از دستشون دادیم انوقت می فهمیم چقدر زیبا بودند...چقدر ارزش داشتند....

مثلا وقتی عمل تمام شد...میخواهی بیمار را از بیهوشی در بیاری.... صداش میزنی....شاید هم
چند تا سیلی آروم نثارش کنی ... " وولا متلو ... وولا متلو "...چشماتو باز کن ... چشماتو باز کن...
و وقتی با زور چشماشو باز میکنه حتی به اندازه یک خط باریک همینکه به صدات عکس العمل نشون
میده....از خوشحالی میخندی ... ناخوداگاه دستشو میگیری ... " سیابونگا ... پف موولا "...
ممنون .. نفس بکش.....احساس سبکی میکنی... خداجون ممنون که هوامو داری شکرت....

   P.S ... برای سلامتی... همه اونهایی که دوستشون داریم و نمیدونن ... دوستمون دارن و نمیدونیم...


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 20:39  توسط فریبا  |